زندگی جدید
سلام. با ۱۸ روز تاخیر عیدتون مبارک ایشالله که سال خوبی داشته باشید. الان که دارم این متنو می نویسم یه ۴۰ روزی از زندگی متاهلیم می گذره.
حرف برا گفتن زیاده اما نوشتنم نمیاد
.
دو هفته بعد از ازدواجمون رفتیم مشهد صفر کوتاهی بود اما خوش گذشت. برا برگشت بلیط یه سره گیرمون نیومد مشهد به تهران ، تهران به بوشهر ۱۰ ساعت توی فرودگاه تهران معطل شدیم واقعا خسته کننده بود.از شانس ما شب ۴ شنبه سوری رسیدیم تهران جرات نکردیم از فرودگاه خارج بشیم. بلاخره ساعت ۱۲ شب رسیدیم خونمون. واقعا هیچ جا خونه آدم نمیشه.
سال تحویلو بوشهر بودیم یه سال تحویل متفاوت دو نفره.
۵ فروردین رفتیم شیراز. اصلا خوش نگذشت مثل شهر ارواح بود هفتم برگشتیم. ۸ فرورودین هم رفتیم ابادان حسابی بهمون خوش گذشت ۱۳ هم اونجا بودیم. می خواشتیم ۱۴ برگردیم اما متاسفانه بلیط گیرمون نیومد قرار شد محمد برگرده من ۱۷ با دختر خالمو شوهرش بیام اما خوب دلم راضی نمی شد ۱۴ رفتیم ترمینال گفتیم شاید یکی شیمون شده باشه یه جا گیر ما بیاد که همینطورم شد صبح ۱۴ حرت کردیم اومدیم بوشهر.
فعلا هم خودمو با کلاس خیاطی و زبان سر گرم کردم. البته زبان ترم آخرم. دو جلسه رفتم کلاس اما هنوز رو هوام چون ذخیره بودم یه جلسه دیگه مشخص میشه که می تونم بمونم یا نه دعا کنید جور بشه.
خیلی حرف زدم . سال خوبی داشته باشید یا حق![]()
![]()
